محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
53
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
همواره براى پيوستن به روح هستى در اوجگيرى و بالاروى است ؛ دريافت كه در اين تنهايى و بيگانگى چه خوب با خدايش انس مىگيرد ؛ و احساس كرد كه با هركه و هرچه دور و بر اوست ، به گونهاى ديگر مهربان شده است و دلش چنان براى دوستى همهء انسانها مىتپد كه حتى از آنان كه بر او ستم كردهاند ، هيچ كينهاى در خود نمىيابد . همهء همّ و همتش اين بود كه چنان كه بايد خدا را پاس دارد و پرهيز و پرواى او پيشه كند و همهء نيت و فكرش اين بود كه براى خدا اخلاص و ويژگى ورزد و آهنگ و قصدش اين بود كه سررشتهء كار خويش را به رشتهء خدا گره زند و خويشتن خويش را پيش كشد خدا كند و در راه او پيش رود ، خدا نيز در برابر ، او را به نيكى پذيرفت و پاداشى تمام بخشيد و از چشمهء علم خويش سيرابش كرد ، كه او بر هر كارى دانا و تواناست . « 1 » در اين گيرودار ، پادشاه مصر كه از جنگجويان هيكسوس بود ، دو تن از درباريان ، يعنى بزرگ ساقيان و سرآشپز را به اتهام اين كه عليه وى توطئه كرده و خوراك او را به زهرآلوده بودند ، دستگير و به همراه يوسف روانهء زندان كرد . يوسف با آنان از در دوستى و غمخوراگى درآمد و با بذل محبت و مهربانى ، دلشان را آرامش بخشيد و به پرستش خداى يگانه فراخواندشان . زندانيان نيز شيفتهء پاكى و پيراستگى يوسف گشتند [ و دوستى او را غنيمت شمردند ] و تعبير خوابها و رؤياهايى را كه ديده بودند ، از او خواستند « 2 » ؛ خوابهايى كه در قرآن و تورات كم و بيش به گونهاى يكسان و همانند گزارش شدهاند . گرچه گزارش تورات
--> ( 1 ) . عبد الحميد جودة السحار ، بنو اسماعيل ، قاهره ، 1966 م ، 56 - 58 . ( 2 ) . دربارهء خواب و رؤيا روانشناسان ديدگاههاى گوناگونى دارند : كسانى خواب را تجسمهايى از ضمير ناخودآگاه آدمى مىدانند و كسانى تجسمهايى از آرزوها و خواستههاى نهفتهء آدمى و كسانى . . . ( بنگريد به : اسحاق رمزى ، علم النفس الفردى ، قاهره ، 1919 م ، 132 - 134 ؛ تهامى نقره ، همان ، 518 ؛ فى ظلال القرآن ، 4 / 1972 ) . ابن خلدون نيز در مقدمه ، ص 180 گفته است : به هنگام خواب چون نفس آدمى از سرگرمىها و وابستگىهاى حسى سبك مىشود ، زمينهء آگاهى از جهان غيب را به دست مىآورد و از اين جاست كه گاه هنگام خواب ، لحظههايى پيش مىآيد كه آدمى در آنها به خواستهء خود مىرسد و از اين روست كه خواب را يكى از نويد دهندهها ( - مبشرات ) شمردهاند و بخشى از پيامبرى گفتهاند . چنان كه در رواياتى از پيامبر ( ص ) نيز آمده است كه : « از پيامبرى چيزى جز نويد دهندهها نمانده است . پرسيدند : نويد دهندهها چيست ؟ فرمود : رؤياى راستين » ( صحيح بخارى ، 9 / 40 براى روايات ديگر بنگريد به : تفسير نسفى ، 2 / 169 ) . غزالى نيز رؤياى راستين را شيوهاى دانسته براى اثبات پيامبرى پيامبران و دانش غيبى عارفان ( المنقذ من الضلال ، 24 - 26 ) سيد قطب نيز بر پايهء رؤياهاى قرآنى و نيز رؤياهاى پيش گويانهاى كه در زندگى خود ما روى مىدهد ، پذيرش درستى پارهاى از رؤياها را بايسته دانسته است ( فى ظلال القرآن ، 4 / 1972 ) .